آ مثل آرامش - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:11
تهران برای من یکی از جذاب ترین شهرهایی است که به آن سفر کرده ام. در تهران می شود عاشق شد. می شود جنگید. می شود شعار و جان داد. در تهران می شود برای آرزوهایت از صفر شروع کرد. مبتدی و ناشی بودن حتا بی پول و بی کس بودن خیلی هم سخت جلوه نمی کند. روزها در خیابان مفلوک تر از خودت می بینی و می توانی در اوج...
نه به روز دختر - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 0:11
نه به روز دختر فرحناز غالبی در همه جای دنیا، انسان ها به لحاظ جنسیت به دو نوع زن و مرد تقسیم می شوند. اما داستان در ایران متفاوت است؛ گونه ی دوم ماجرا «دختر» به دنیا می آیند و بعد از ازدواج «زن» می شوند. چرا که «زن بودن» تنها صفت و برچسبی است که ازدواج به آنان اطلاق می کند. همانطور که می بینید بازتو...
شمیم - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 16:34
تابستان گذشته بود. مسافرت بودیم. من و مامان و بابا. درجایی که نه زبانشان بلد بودیم نه خیلی از فرهنگشان می دانستیم. یک جایی وقتی بعد از کلی تقلا و پرس و جو و حالی کردن زبان انگلیسی به محلی هایی که خیلی انگلیسی نمی دانند رسیدیم به مقصد. جایی در کوچه پس کوچه های شهر بود با دیوارهای نقاشی شده و کافه ها
شمیم حضور - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 16:34
تابستان گذشته بود. مسافرت بودیم. من و مامان و بابا. درجایی که نه زبانشان بلد بودیم نه خیلی از فرهنگشان می دانستیم. یک جایی وقتی بعد از کلی تقلا و پرس و جو و حالی کردن زبان انگلیسی به محلی هایی که خیلی انگلیسی نمی دانند رسیدیم به مقصد. جایی در کوچه پس کوچه های شهر بود با دیوارهای نقاشی شده و کافه ها
پنج دلیل برای زندگی - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
من زندگی رو دوست دارم، من تمام لحظات زندگی ام را، زندگی می کنم. زندگی را دوست دارم و هزار و یک دلیل دارم برای اینکه عاشق این لحظات باشم. همین الان که درحال تایپ و نوشتن هستم دوستم دارد با مادرش تلفنی حرف میزند. و قربان صدقه ی هم میروند. چه چیزی می تواند زیبا تر از این ها باشد ؟چطور می شود زندگی را د
تنها راه ممکن - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
درس ادبیات، یکی از شیرین ترین درس های زندگی ام بوده. از اول راهنمایی که کتابی با نام "ادبیات فارسی" را جلویم گذاشتند عاشقش شدم. یادم است تنها معلم هایی که دوست داشتم و با عشق میرفتم سرکلاس هاشان، دبیر ادبیات بودند. خانم کریمی، فرازمند، هاتفی،حاتمی،خورشیدنام،شهسواری و بزرگی همگی معلم های مورد علاقه م
جعبه ی مداد رنگی - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
دوازده رنگش قرمز بود و سبز و نارنجی، بنفش، نیلی، صورتی و قهوه ای و مشکی. جعبه ی مداد رنگی را می گویم. یک جعبه که هزار و یک ارزوی کودکانه را با خود به ارمغان می آورد. یکی از دوست داشتنی ترین های دوران کودکیم چیزی که خیال میکردم اگر تعداد رنگش هایش ضربدر دو، سه، چهار و .. شود اتفاق شگفتی خواهد افتاد ا
لعنتی ها - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
از کلمات خسته ام، مدام از دستم فرار می کنند. همین امروز صبح را خواستم کلمه کنم، میخواستم خاطره اش کنم و بعدترها یادم بیایدش اما نشد. بهار شد اما کلمات همچنان از دستم فراری اند. نمی دانم شاید هم من از انها. القصه که رسم نا خوشایندی ست. این روزها تماما اینطور است. من هی میخواهم و نمی شود. هی نمی شود.
پس شماها چی میشید - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
اینکه امروز یهو از یک دنیای دیگر پرت شدم به دنیای دیگه ای! احساس اینکه داری زندگی ات را تلف می کنی بدترین حس تمام زندگی من بوده.من در تمام دوران زندگی ام خواسته ام خودم باشم و به دوست داشتن ها و خواسته هایم علاوه بر اهدافم برسم، اینکه یهو دقت کنی که حجم تجربه هایت و کتابهایی که تجربه کرده ای بعد از
ماجرای عجیب زن بودن - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
چند روز پیش درحال آماده شدن برای مهمونی ای بودم که فقط زنان حضور داشتند، ناخودآگاه موقع حاضر شدن حس بدی بهم دست داد که موقع رفتن به اونجا قراره که کند و کاو بشم، چقدر توپول شدی، چقدر لاغر شدی چقدر فلان فلان، و منحصرا ظاهرام واکاوی شود. به خاطراتم رجوع کردم دیدم این اتفاق زیاد برایم افتاده! اینکه در
به نام اصلاحات - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
داستان ستاره دار شدن دانشجويان هرچند مصوب شورايعالي انقلاب اسلامي در سال ١٣٦٣ است اما نحوه ي اجراي اين مصوبه در دولت هاي گذشته متفاوت بوده به طوري كه در دولت نهم و خصوصا دولت دهم شاهد امنيتي تر شدن فضاي دانشگاه ها بوديم.با شروع كار دولت دهم و با تنفيذ كامران دانشجو به عنوان وزير علوم احمدي نژاد نه ت
شهری درون واگن - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
حدود یک سالی می شود که مترو سوار می شوم. این روزها روزی دوبار لااقل سوار این واگن ها می شوم و به سوی مقصدم ره سپار. از بازارچه ها و کارکنان و فضای پایانه ها و شهر زیر زمینی خارج از مترو که بگذریم(درموردش خواهم نوشت.) وارد این شهر زیرزمینی داخل مترو که می شوم با شهری از آدمها رو به رو می شوم. برای من
روزمرگی - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 1:22
* همیشه فرجهه ها زمانی بود برای برگشتن به شهرم و تجدید دیدار با خانواده و دوستان. یک استراحت کوتاه توامان با استرس و دغدغه ی امتحان. اما همیشه فرصت خوبی بود برای مرور آنچه در این چندماه یعنی ترم گذشته اتفاق افتاد برایم. این بار اما برگشتم یزد. تهران ماندم. هرچند در خانه تنها بودم و بیمار. چند هفته ا